آنابلا
آنابلا دختر جوانی است با تخیل بسیار قوی که در فقر بزرگ شده اما رویای شهرت و زندگی اشرافی در سر دارد. او با نوشتن رمانهایی پر از احساسات اغراقآمیز و عشقهای خیالی، به ثروت و معروفیت میرسد. اما هرچه پیشتر میرود، بیشتر از واقعیت جدا میشود. زندگیاش پر از تظاهر، خودفریبی و روابط پوچ است. درست همانطور که در توضیحی که آوردی آمده بود: خانواده و اطرافیانش نیز دروغ و فریب را اساس روابط خود کردهاند.